تبلیغات
باغچه قدیمی - داستان زیبای خیانت !!

باغچه قدیمی

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من ، باغچه نو ، مبارک

دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد.

پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم

و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!!

ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.

من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.

باعشق : روبرت


دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار نامزدش،

از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از

برادر، پسرعمو، پسردایی و ... خودشان به او قرض بدهند.

و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش،

در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند،
به این مضمون:

روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،

لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان .....


نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفندماه سال 1389 ساعت 21:59 توسط mehdi 347 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak