تبلیغات
باغچه قدیمی - خدانگهدارت

باغچه قدیمی

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من ، باغچه نو ، مبارک

نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیست

تصور کن یه مردو با چشمای خیس

نمیخوام، نباید تو شعرم به تو جسارت کنم

نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم

شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت

اگرچه می شکنه اون دل سبز و سپیدار

واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود

ولی تو پنجره باش و تموم دیوارت

ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو و زجه های کبودم میشه موجب آزارت

دیگه صدای گریه بی وقتم نمی شکنه سکوت سرد و پر از انبساط افکارت

خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقه ام

با اون لباس گلدارت و دلخوشم کنی با یه دروغ مصلحتی

که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت

ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود

صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت

میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمی نوشی

بمونه این اخرین غزلم واسه افطارش

قصه میرم و خاطرات سبز تورو به یادگار می برم امشب  خدانگهدارت 

 

 خدانگهدارت

 

من تو اسم تو تجزیه شدم بانو

تجربه کن منو توی مرگی دوباره

 

منو تواین هجرت غمگینم بدرقه کن

تموم وازه ها رو توذهنت دغدغه کن

 

بذار تکثیر نگاه تو بشم بانو

اسم حقیرمو رو زبونت لغلغه کن

 

واسه کسی که خرابه عمری زیر آوارت

آخرین جمله همینه خدانگهدارت

 

      خدانگهدارت


نوشته شده در یکشنبه هفتم خردادماه سال 1391 ساعت 21:11 توسط mehdi 347 نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak